وطن همواره وطن خواهد ماند

 به گزارش خبرگزاری تسنیم متن یادداشت عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با عنوان ” وطن همواره وطن خواهند ماند” به شرح ذیل می باشد:

فوت یک استعداد ریاضی برجسته ایرانی در آمریکا خبری بسیار تأسف‌بار بود و می‌توانست به‌ویژه برای جوانان تأمل‌برانگیز باشد، اما برخی واکنش‌های حسابگرانه و حاشیه پردازی‌ها، سعی بر آن داشتند تا عبرت‌آموزی‌ها از یک حادثه تلخ به حداقل ممکن تقلیل یابد.

این ریاضی‌دان فقید در اثر ابتلا به سرطان سینه- که از جمله موارد به سهولت قابل مهار است- دار فانی را وداع گفت. لحظه‌ای تصور کنیم اگر چنین سرنوشتی در ایران برای یک نابغه ریاضی رقم می‌خورد چه‌ها که گفته نمی‌شد و بر روی آنتن‌ها نمی‌رفت! آن‌چه بیش از همه خاموشی این شمع دانش را تأمل‌برانگیز می‌سازد کوتاهی عمر و به‌سرعت گذرا بودن آن است. از این رو کیفیت و نوع ماندگاری آثار آن حائز اهمیت جلوه‌گر می‌شود.

ایران امروز بیش از هر زمان به شمع وجود فرزندان خود نیازمند است تا آثار تحریم‌های ظالمانه دشمنان استقلال کشور را خنثی سازد. بدخواهان این آب و خاک فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را بهانه تحمیل غیرانسانی‌ترین تحریم‌ها قرار دادند که دارو، قطعات یدکی هواپیمای مسافربری و … بخش کوچک از آن جمله بود. سیاستمداران کشور با امضای برجام، پایه‌های تبلیغات پرحجم در این زمینه را فرو ریختند، اما بازگشت مجدد تحریم‌ها به بهانه‌های دیگر، دگرباره یک صف‌آرایی بین ایران و حامیان صهیونیسم را به نمایش می‌گذارد.

بی بی سی در این ارتباط می‌گوید: “ترامپ در آخرین ساعات روز دوشنبه تصدیق کرده است که ایران به توافق اتمی که دو سال پیش با قدرت‌ها امضا کرده پای‌بند بوده است… مقام‌های آمریکا دوشنبه گفتند که ادامه توسعه برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از تروریسم و پیکارجویی،  هم‌دستی با دولت بشار اسد رئیس جمهور سوریه، خصومت با اسرائیل و… توافق اتمی را شدیداً تضعیف می‌کند.” ( بی بی سی، ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۶، ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۷)

این اظهارات پر تناقض کدام واقعیت را در مورد ماهیت دهکده جهانی ادعایی به رهبری واشنگتن روشن می‌سازد؟ حضور مستشاری ایران به دعوت رسمی حکومت قانونی سوریه برای مقابله با تروریست‌های داعش چرا باید گناه محسوب شود؟ مگر داعش در سوریه و عراق ادعای تشکیل حکومت نکرد؟ اگر کدخدای دهکده جهانی در ادعای خود با تروریسم صادق باشد،  از این اقدام شایسته ایران که به کمک حاکمیت قانونی سوریه شتافت و پایگاه داعش را در منطقه در هم کوبید، می‌بایست ممنون باشد، اما ناراحتی واشنگتن از نقش‌آفرینی تهران علیه تروریسم، ارتباطات منطقه‌ای داعش( با اسرائیل و عربستان) و بین‌المللی آن( آمریکا و انگلیس) را کاملا روشن می‌سازد.

در چنین شرایطی، آیا جوانان این مرز و بوم اجازه خواهند داد که کاخ سفید با بازی چندگانه، تروریست‌های مورد حمایت پنهان خود را عامل ناامنی و طبعاً تضعیف ایران زمین گرداند؟ ابداً.

مهم نیست ایرانی غیرت‌مند در کجا زندگی کند؛ مهم آن است که در این رویارویی دلش برای سرنوشت کشورش بتپد که همواره تپیده است. حتی برخی از فرزندان زودرنج این سرزمین که به دلیل ناملایماتی در میهن، زندگی در غربت را برگزیده‌اند از این‌که ایران قدرتمندانه با اتکا به همان توان موشکی که واشنگتن از آن خشمگین است، مقر داعش را برخلاف میل کاخ سفید در هم کوبید به‌شدت احساس غرور کردند؛ البته نباید از این واقعیت نیز غفلت کرد که برخی که نام ایرانی را یدک می‌کشند و در این سرزمین هم زندگی می‌کنند، گویا دلشان برای سربلندی ایران نمی‌تپد. از آن جمله جهان‌وطنانی‌اند که با نفی تعلقات سرزمینی و وطنی، منافع کدخدای حاکم بر جهان را بر مصالح ملت خویش رجحان می‌نهند. مصادیق این افراد را در تاریخ بسیار می‌توان جست.

برای نمونه، یک بیش‌فعال سیاسی که در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر است و از قضا نظر صائب هم می‌دهد و همواره تمایلات کدخدای حاکم بر جهان را در نظر می‌گیرد در مقاله‌ای با عنوان” وطن جایی است که کسی را با کسی کاری نباشد” به بهانه فوت خانم مریم میرزاخانی به تفسیر علل گرایش برخی از جوانان به خروج از کشور می‌پردازد و می‌نویسد:” یقیناً مؤلفه‌های فراوانی در داخل و خارج از کشور در شکل دادن به این تغییر مؤثر بوده‌اند.

در حوزه خارجی قبل از هر عامل دیگری باید به سروقت پدیده جهانی‌شدن رفت. جهانی‌شدن اساساً انسان‌ها را با یکدیگر نزدیک‌تر ساخته… آن‌ها همان‌قدر حق‌دارند که نخواسته باشند در ایران زندگی کنند و حق‌دارند هر جای دیگری که برایشان مطلوب‌تر است زندگی کنند، که من و هم‌نسلان من معتقد بودیم که ما حق انتخاب نداریم و فقط یک انتخاب وجود دارد و آن‌هم خدمت به ایران و آب‌وخاک است. واقعیت آن است که «وطن جایی است که کسی را با کسی کاری نباشد» و انسان‌ها از یک حداقل احترام و کرامت شهروندی برخوردار باشند.” (۲۹/۰۴/۱۳۹۶)

اما واقعیت آن است که نه همه هم‌نسلان این بیش‌فعال سیاسی خود را ملزم به زندگی در ایران می‌دیدند و نه کسانی که صرفاً به صورت فیزیکی در ایران زندگی می‌کنند عملکردشان اصالت دارد. آن‌چه مهم است خدمت به ایران است. امروز بسیاری از ایرانیان مقیم خارج سهم مهمی در آبادانی کشور دارند؛ زیرا هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ مالی به وطن خود کمک شایان توجهی می‌کنند.

در شهر و روستای خود بیمارستان، دانشگاه، مدرسه و … می‌سازند، دستاوردهای علمی خود را به وطن منتقل می‌کنند و … اما افرادی چون این فعال سیاسی با وجود آن‌که در ایران زندگی می‌کنند جغرافیای وطن را نفی نموده و در بسیاری از موضع‌گیری‌ها سعی در کتمان جنایات آمریکا علیه ملت ایران دارند.

برای نمونه، وی در بسیاری از سخنرانی‌ها اعطای مدال به فرمانده ناو وینسنس را دروغ‌پردازی رسانه‌های ایران عنوان می‌کند( با وجود انتشار فیلم و خبر مراسم تجلیل از این جنایتکار جنگی توسط رسانه‌های غربی). همچون گذشته این گونه تلاش‌ها ناسپاسانه تداوم می‌یابد، اما وطن همواره وطن خواهد ماند و هیچ سرزمینی حتی اگر در آن در رفاه کامل باشیم جای آن را نخواهد گرفت. هرچند امروز به بهانه عملکرد تروریست‌های غرب ساخته تحقیرها بر کوچ‌کنندگان بیش از گذشته فزونی یافته است.

انتهای پیام/

 

 

    

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *